من این سطور را نگاشتم
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما

حامد متولد تهران در کار فرهنگی و آموزشی هستم از سال 78 همراه با قتنه 18 تیر فعالیت سایبری محیط مجازی (اینترنت) من اوج گرفت با یاهوو مسنجر شروع شد و سالهای بعدی در رومهای مسنجر های پالتاک و بیلوکس فعالیتهای اینجانب ادامه پیدا کرد تا سال 88که باز با فتنه این سال رونق بیشتری گرفت و به فعالیتهای وبلاگی کشیده شد
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
طراح قالب
ثامن تم
دیگر امکانات

مطالب اخیر وبگاه

سلام دوستان خسته نباشید... خوب هستید انشاالله؟؟؟

 

 

راستش یادم  ۳ یا ۴ سال پیش با یه جنابی آشنا شدم که خیلی جاهای دنیا رو دیده بود... مدرس زبان بود!!! اما خیلی خیلی آدم کثیفی بود (ظاهری و فکری)

این جناب آقا تو تمام کشورایی که رفته بود، فقط فکرش تو یه چیز بود... خوب من نگم چی دیگه!!!!

 

بگذریم.. تو یکی از جلسات، این بزرگوار داستانی از فردی به نام بابک خرم دین تعریف کرد و ماجرای اعدام شدنش رو گفت!!! که صورت خودش رو توی خون خودش گلگون کرده... اون زمان گفتم ااااااااااا دمش گرم، چقدر ایرانی رشیدی بوده!!! تا اینکه فکر کنم ۱ ماه بعدش، توی کتاب ادبیات پیش دانشگاهی... خوندم

آن قتیل الله، فی سبیل الله، آن شیر بیشه تحقیق، آن شجاع صفدر صدیق، آن غرقه دریای مواج حسین بن منصور حلاج.... و مطمئنا خودتون خوندین... و می دونین که صورتش رو با خون خودش گلگون می کنه و در جواب اینکه می پرسن چرا؟؟؟ میگه چون فکر نکنین من ترسیدم!!!! چون وقتی خون از من میره، صورت من زرد رنگ میشه!!!

و مطمئنا نیاز نیست که منبع محکمتری از تذکره اولیا عطار نیشابوری بیارم!!! 

 

گفتم ااااااااا این بشر کثیف (چون اون جناب خیلی ضد اسلام بود) چی گفت پس؟؟؟؟ دزدی کرده بود؟؟؟ ماجرا رو به میل خودش به نام بابک زده؟؟؟ (چون از اون بی خدایی که من دیدم اینکارا بعید نبود) حوصله نداشتم برم دنبالش و... هیچی گذشت....

 

تو این ماجراهای بعد از انتخابات هم، بنده مثل همه، به این اسطوره سازی از بابک برخوردم... چون پیش زمینه داشتم و یکی از دوستان تلنگر زد و منم کنجکاو شدم... گفتم برم ببینم چه خبره... رفتم یه سرچ کردم و از ۴ جا معتبر ۴ تا چیز درآوردم، گفتم بد نی شما دوستان هم بدونید... پس حتما برید ادامه مطلب.... حرفای زیادی برای گفتن هست!!!!!! واقعا معلوم میشه بابک خرم دین کی بوده......

 



مربوط به موضوع :
برچسب ها :
نویسنده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٦ | نظرات ()

بسم رب الزهرا

 ٢٢ بهمن مال ماست

سالگرد انقلاب اسلامی ماست !!

اصلا شما؟ با شما هستم آقای چیز !! ؟ لطفا از سر راه ملت کنار برو !

کسی نفهمید این لکه ی سبز اینجا چکار می کنه ؟

٢٢ بهمن رو ما آفریدیم خودمون هم جشن سالگردش رو گرفتیم! فرمایش ؟

شما هم بهتره برید سالگرد انقلاب مخملی سبز شکست خودتون رو عزا بگیرید . هی سبز بپوشید هی رقاصه شهید کنید هی سرقبر خالی برقصید !

دیدید لیاقت هی چی رو نداشتید . میتونستید عنوان نخست وزیر آقا رو با خودتون بگور ببرید . حداقل روی قبرتون مینوشتن نخست وزیر دولت جمهوری اسلامی . اما الان چی ؟ هیچی ! دیگه بعید میدونم کسی رغبت کنه سر قبرتون هم بیاد !! آدمی که زنده اش رو ملت نمیخوان دیگه مردش برای کی اهمیت داره !

٩ دی دوست داشتم شما ها رو اعدام کنن‌ اما الان دوست دارم زنده بمونین تا ما خوراک خندمون رو از دست ندیم . پیشنهاد میکنم برید لس آنجلس و یک شبکه تلوزیونی بزنید . به ٢٠:٣٠ هم سفارش میکنیم هواتون رو داشته باشن و هر از چندگاهی تیکه های جکتون رو برای ملت پخش کنه !! از شما سوتی دادن از ما لینک کردن .

شما که آدم نمیشدید ای کاش میآمدید  چهار راه مدرسه قلعه و عدسی میخوردید . شما که نمک گیر بسیج بودید و هستید آن هم روش ، نگید نیستید که دروغه ، شما هم که دروغگو نیستید! هستید‌؟

همین شهید همت که نتونستید حیثیتش رو از بین ببرید زدید با اون حماقتتون عکسش رو سبز کردید یک پاسدار بود و خادم بسیجی ها . همین شهید همت توی خیبر جلوی اونهایی که میخواستن بیان این مملکت رو بگیرن رو گرفت و نگذاشت یک وجب از این خاک مقدس رو دشمن ازمون بگیره .

البته خوب میدونم که ایران براتون مهم نیست ! اگه ایران و ایرانی براتون مهم بود نه ماه همه سعی و تلاشتون رو در مسیر نابودی ایران نمی کردید. درسته که هیچ غلطی نتونستید بکنید اما خداییش هر کاری از دستتون بر میومد کردید . کم نذاشتید. اجرتون با ارباب های نامردتون که بی چشم و رو تر از خودتون هستند .

دید ٢٢ بهمن ما برای شما جا ندشت ! بیخود خودتون رو دعوت کردید ! شرکت توی راهپیمایی ٢٢ بهمن فقط یک شرط داشت  اون هم  آدم شدن و جزء ملت شدن بود !

این ٢٢ بهمن برای ما یک نشاط دیگری داشت ،ما نسل سوم انقلاب یک جریان دیکتاتوری جدید رو که در شرف شکل گیری بود به زباله دان تاریخ فرستادیم نشان دادیم هنوز هم انرژی حفظ انقلاب در بصیرت ما موج میزند و عشق به ولایت آنچنان در تار و پود مان رسوخ کرده که هرکسی را  خارج از مدار ولایت، استوانه و ستون و سردار هم باشد از سر راه انقلابمان برخواهیم داشت .

دیکتاتوری

 

یادتان باشد!! همیشه این ملت است که سرنوشت خود را رقم خواهند زد، نه خواص بی بصیرت !!!!

تا کور شود هر آنکه نتواند دید



مربوط به موضوع :
برچسب ها :
نویسنده بیسیم چی در ۱۳۸۸/۱۱/٢٦ | نظرات ()

نکنین، نکنین تو رو خدا... نکنین... قسم خوردن بخدا کراهت داره... اما تو رو خدا نکنین... بابا تو رو به هرکی می پرسی نکن برادر من... خواهر من... پدر من.. مادر من... شما جناب آخوند.. نکن... نکن جناب... نکن سرور من.... تیشه گرفتی افتادی بجون اسلام؟؟؟ داری ریششو می خشکونی... نکن... بابا تو رو خدا بفهم داری چکار می کنی.... چرا افتادی بجون اسلام؟؟؟ بخدا باید بری اون دنیا به خدا و پیامبر جواب پس بدی... نکن...

رفیق من، سرور من، روضه ارزش داره، روضه احترام داره، روضه آهنگ شیش و هشت فلانی که نیست، سر دستشوییم.... لا اله الا الله....

برادر من نکن تو رو خدا... ارزش سرمایه برزگ اسلام، روضه رو نیار پایین... بابا روضه اداب داره... راه داره... روش داره... آهنگ نیست که سر ناهار گوش میکنی... روضه مکان داره... آدم با وضو می خواد... شما جناب آقای آخوند، شرمنده، من کوچکتر از اینام ولی، برادر من نکن... آقا تا هرچی میشه که نباید مقتل بکشی وسط... این مردم اینقدر دلشون آسمونی و بزرگ هستش که نیاز ندارن مقتل بخونی و هی بگی که امام حسین مظلوم بود!!!! بخدا شما از عظمتش بگی مردم می زنن زیر گریه... بابا چرا ته هر منبری که میشه یهو میگی شمر نشست رو... لا اله الا الله... بابا سرور من... روضه جا داره بخدا.. روش داره بخدا... این راهش نی.. اینجا جاش نیست... همین کارا رو کردیم که الان جونامون شدن این... بخداباید بریم جواب پس بدیم...

رفیق گل من.. بابا تو رو حضرت عباس عکس و فیلم با موضوعیت مذهبی رو تو گوشیت لااقل کنار عکس جنیفر نگه ندار... بریز تو یه پوشه دیگه.... بابا احترام دارن اینا به قرآن قسم... بابا این چه دنیایه شده... قدیم عرق خورش معلوم بود... مسلمونش معلوم بود... معتادش معلوم بود... قمار بازش معلوم بود... حالا همه چی قاتی شده... گبر تو لباس مسلمون... عرق خور تو لباس دین... بابا نکنین.. تو رو به هرکی می پرستی نکن... اسلام رو منزوی نکن...اینا احترام دارن... آهنگ و عکس و کلیپ فلان خواننده زن که نیست.. جا دارن... مکان دارن.. اداب دارن...

رفیق گلم... از نسل قبل که گذشت... ولی تو رو به امام حسین بیا من تو اونجوری نباشیم... تورو خدا بیا بریم ببینم ادابش چیه... بیا ما نشیم تیشه ای که ورداشتن و افتادن به جون اسلام و امام حسین... داریم با این کارامون ارزش اسلام رو میارن پایین... درست نیست بخدا...

به ما این جفا شد... بیا ما این کار رو با بچه هامون نکنیم... ببین برادر من... خواهر من... شما که یه عکس مذهبی رو می ذاری کنار ۴ تا عکس نیمه عریان یا بعضی وقتا عریان... بابا تو رو به حضرت عباس نکن... تو با خودت فکر نمی کنی که یه نفری که همچین صحنه ای رو می بینه چه تاثیری می گیره؟؟ به قرآن مسئولی... باید بری جواب بدی...

رفیق من ارزش روضه رو آوردیم پایین که چپ و راست میگن مسلمون جماعت همش گریه است دیگه!!!! بله منم می دونم اونا درکشون نمی رسه که شادترین مردم جهان مسلمون های واقعین.... اما برادر من، اون دنیا باید بریم جواب بدیم که فلانی غلط کردی واسه بنده من تصویری ساختی که اون کراهتش شد بیاد طرف من!!!

اینقدر بد رفتار کردیم که به هرکی میگی اسلام، البته اگه حاضر شه درموردش صحبت کنه..... میگه برو بین بابا همش گریه و اشک و فلان و ریش و پشم و دزدی و هوس رانی و صیغه و حجاب.... ولی به حضرت عباس این نیست... اسلام یعنی توحید... نبوت... معاد... محبت به مردم!!!

بد کردیم... باید بریم جواب پس بدیم... کاری رو که بنی امیه قصد انجامش رو داشت ولی نتونست... ما ندونسته به بهترین نحو انجام دادیم... مغز میلیون ها جوون رو سمپاشی کردیم... خدا بهمون رحم کنه...

نکن رفیق من... نکن... تو رو به هرکی می پرستی نکن... جان عزیزت نکن... تو رو خدا یکم خودخواه نباش... یکم به فکر رفیقات باش.. به فکر جوونا باش... به فکر اسلام باش... تو رو خدا یکم مسلمون باش!!!!

 



مربوط به موضوع :
برچسب ها :
نویسنده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٤ | نظرات ()

دلکم باز گرفت.... آنقدر که برای نوشتن رمقی باز نماند... که اگر زه می گوشودم، آنقدر بود تا برسد به درختی که تیر، آن خائن بی شرم را دوخت... اما منم و رخش در ته این گودال سکوت!!!!

دلکم گرفت... که دگر در اطراف خودم... هیچ خداجویی ندید... جای آن همه دوستان خدا.... که زمانی نچندان دور.... در همین اطراف بودند...

جای آن همه انگار.... نسل سم خورده پس ماننده... و چو پس ماننده.... در زباله دان تاریخ.... ماننده!!!

نسلی که در جواب الله اکبر من شرم داشت!!!! شرم داشت... شرم داشت؟؟؟؟ از چه شرم داشت؟؟؟؟ از شهادت به بزرگی حضرت الله شرم داشت؟؟؟ یا که از الله شرم داشت؟؟؟ یا نه از آن طرفی ها شرم داشت؟؟ یا که فتنه در آنان، چنان کرده رسوخ.... که در دل اعتقاد و به لب هیچ نداشت؟؟؟؟

چه شدست مارا؟؟؟ چرا در این محل، من و پدر مانده ایم تنها؟؟؟ چرا الله اکبر از خانه ی همسایه نمی آمد؟؟؟ همسایه مسافرت است.... همسایه مسافرت است؟؟؟

و رفیقی می گفت!!!! چون سکوت محل را دیدم..... نتوانستم و پرده ی شرم ندریدم!!!!

ندریدی؟؟؟ همسایه ی تو منتظر آوای تو بود... منتظر آوای تو بود؟؟؟

هرچه بود و نبود... بگذشت... بگذشت؟؟؟ بشکست... بشکست؟؟؟ بشکست.... بشکست این دل من... این دل تو... آن دلی که منتظر صدای تو بود... آن لبی که ز شرم نشکفت... نشکفت؟؟؟

خانه ی دلکم را ترس گرفت.... که نکند آید روزی... که چو گناهکاران بی شرم شویم... بی شرم شدیم؟؟؟ نکند که شود عادت... و چنین شرمی بر لب ما ماند.. این جمله به ذهن آمد.....

ناید آن روزش که باید.......... واگذاریم آورد....

همه ی ایرانم در گلو جمع شد.... و فردا صبح، فریاد شد... و دل آرام گرفت... چون به دریای دلان گشت واصل.... آن دلانی که در خیابان بود جاری.... و خروشش بود....

الله اکبر...

یادم آمد که منی هست... یادم آمد که هنوز در رگ این ملت... همه غیرت و غرور می جوشد... و گشودم زه....

رو سوی بالا کردم که دگر.... اشتباه رستم نشود تکرار... ببرم گردن آن خائن... که برید صدای من و تو این بار.... و دگر حک شده این در دل من... که فریب از این سلاح شرم نخورم!!!!!



مربوط به موضوع :
برچسب ها :
نویسنده در ۱۳۸۸/۱۱/٢۳ | نظرات ()



مربوط به موضوع :
برچسب ها :
نویسنده بیسیم چی در ۱۳۸۸/۱۱/٢۱ | نظرات ()

بسم رب الزهرا

گفتن از بزرگان بزرگی می خواهد .

...........................

شهید رضا نادری

محل تولد شاهرود

محل شهادت تنگه چهار زبر  عملیات مرصاد

او یک قهرمان است

.

شهید رضا نادری

شهید رضا نادری

 

شهید رضا نادری

 

شهید رضا نادری

 

شهید رضا نادری

 

 



مربوط به موضوع :
برچسب ها :
نویسنده بیسیم چی در ۱۳۸۸/۱۱/٢٠ | نظرات ()

بسم رب الزهرا

سلام انقلاب

 سی و یک سالگیت مبارک

رویش  ها و ریزش های جدیدت مبارک

اصلا لباس نو مبارک

در طی یک سال از جشن سی سالگی انقلاب -که چشم همه دشمنان را در آورده بود و حسابی سرخورده شان کرده بود- دشمن خارجی با کمک ستون پنجم فریب خورده داخلی از هیچ حرکتی برای نابودی اش دریغ نکردند و دست به خودزنی بی سابقه ای زدند که به عنوان لکه ننگ دیگری در کارنامه ی منحوسشان ثبت شد و تاریخ گواهی خواهد داد این انقلاب که با خون هزاران شهید به ثمر نشسته است با دست و پا زدن عده ای مزدور بی سر و پا نه تنها خدشه نخواهد شد بلکه پایدار تر و رفیع تر و محبوب تر در میان ملت های جهان خواهد شد.

در میانه ی این آزمون سخت که تقریبا یکسال طول کشید عده ای که خود را بر بدنه انقلاب بزرگ ملت ایران آویزان کرده بودند و حیثیت و آبرو از آن میمکیدند و به عنوان سابقون نظام مطرح بودند آرام آرام خط خود را از ملت و ولایت فقیه جدا کردند و قالبشان بر آنچنان ورطه ای افتادند که دیگر انبار اسلحه ازشان کشف نشده بود که شد. 

اما در میان این ریزش ها پاجوش  هایی در کنار این  درخت تنومند رویید که ضامن بقای آن خواهند بود بار عمارها را با وجود جوانی بدوش کشیده اند و در این طوفان حوادث نشان داندند که میشود با تمسک به ریسمان ولایت خط انقلاب را نگاه داشت .

آنطور که امام عزیزمان فرمودند

پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیبی نرسد.



مربوط به موضوع :
برچسب ها :
نویسنده بیسیم چی در ۱۳۸۸/۱۱/۱٤ | نظرات ()

بسم رب الزهرا

غریبند در این زمان آنها که روزگاری آشنا بودند

غریبند در این زمان آنها که روزگاری دعای ما بودند

غریبند در این زمان آنها که روزگاری ما در کوچه آنها زندگی مایکردیم .

و امروز دیگر کسی در کوچه شهید نادری زندگی نمی کند بجز مادر و پدر بزرگوارش

آری امروز فرعی دوازدهم دیگر کوچه شهید نادری نیست و گذشت آن زمانی که کوچه های شهر ما به نام شهدا بود .

امروز دیگر کسی نمی داند فرعی دوم همان کوچه شهید احمدی بوده و دیگر هیچ کس اسم شهید را بر دیوار کوچه پر رنگ نمی کند و دیگر هیچ شهرداری به این اهمیت نمیدهد که فرعی هفتم را باید بزرگتر نوشت یا اسم شهید هوشنگ طاهری را و دیگر هیچ کدام از کوچه های شهر بوی شهید را نمی دهد .

و دیروز مادر شهید مرد و زنده شد تا خاطره آخرین وداع رضایش را برایمان تعریف کرد و دیگر گوش پدر شهید آنقدر از حرف های مفت فلان نهاد پر است که سنگین شده و با نگاهش به ما میفهماند، که  دیگر هیچ نخواهد گفت .

و دیروز همرزم شهید را آوردیم و تا او بما بگوید بگذارید ما به درد خویش بسوزیم و هیچ نگفت که دردش چیست ؟ !

امروز سالگرد شهادت حسن باقری بود

مستند سبکی از شبکه ٢ پخش شد که به دلیل کمبود وقت  اسم حسن باقری را فقط ٢ بار بیشتر از آقا محسن بردند . کاش بجای این مستند ، بزرگداشت آقا محسن جام زهر  را میگذاشتند تا حداقل ما شرمنده ی حسن باقری نمیشدیم . یاد فیلم به نام عیسی  به کام موسی افتادم.

بیخود نیست که همت و باکری را سبزها از ما دزدیدند 

الان تلوزیون تبلیغ نستله (nestle)را پخش کرد . راستی این نستله همان اسرائیلیه نبود که ما تحریمش کرده بودیم ؟

بر سر حافظه مان چه آمده؟



مربوط به موضوع :
برچسب ها : شهید, حسن یاقری, غربت
نویسنده بیسیم چی در ۱۳۸۸/۱۱/٩ | نظرات ()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه