من این سطور را نگاشتم
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما

حامد متولد تهران در کار فرهنگی و آموزشی هستم از سال 78 همراه با قتنه 18 تیر فعالیت سایبری محیط مجازی (اینترنت) من اوج گرفت با یاهوو مسنجر شروع شد و سالهای بعدی در رومهای مسنجر های پالتاک و بیلوکس فعالیتهای اینجانب ادامه پیدا کرد تا سال 88که باز با فتنه این سال رونق بیشتری گرفت و به فعالیتهای وبلاگی کشیده شد
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
طراح قالب
ثامن تم
دیگر امکانات

مطالب اخیر وبگاه

بسم رب الزهرا

این روزها که میگذرد برایم روز های عجیبی است در شرف گرفتن تصمیمی بزرگ و سرنوشت ساز که همان ازدواج باشد .

و آن تاکید بی حد بر آن مبانی که آقا بران تاکید مداوم دارد

تاکید بر ساده برگزار کردن تمامی آن رسومات که امروز سنت شده و گذار از آن برای قالب مردم غیر ممکن به نظر می آید

دوستان برایم دعا کنید !

صحبت از خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها  - جانم به قربان وفایش - در این ایام فاطمیه همه جای این فضای مجازی بسیار است و این روز ها وبلاگ دوستان اهل بیت همه بوی فاطمیه میدهد و به لطف مادرانه حضرتش قلم شکسته ی بسیم چی دلخسته هم از فاطمیه خواهد نوشت انشاالله .

شبی از شبهای زمستان ١٣۶۴ هجری شمسی در ساحل اروندرود ،گردان های  از عشاق، در ستون هایی که بعد ها گنبد رفیع بارگاه عشق بر آنها استوار شد بیصبرانه در  انتظار فرمان حمله و وعده دیدار با معشوق ازلی خویش بودند .

راوی برایمان گفت که در آن شب عاشورایی گردانهای غواص چگونه عارفانه مناجات می کردند. و چگونه عاشقانه توسل میجستند بر ذوات مقدسی که خود را همواره  رهرو راه آنان می دانستند.

راوی برایمان گفت که چه دلیرانه فرزندان روح الله خود را در کام امواج وحشی اروند رها میساختن و به راستی که نقظه رهایی زیبایی میتوانست باشد این نخلستان های کناره ی اروند . چه سکوی پرتابی از آب به آسمان .

چه رشکی خواهند برد آن قطرات باران که از آسمان به آب افتادند، به رزمندگان گردان غواص!

صحبت ازمادرانه ترین شب عالم که در آن  ذکر یازهرا با دستگیری بانوی دو عالم از فرزندانش معنا شد بزرگتر از دهان این رهرو گمراه است . بگذریم.

این عملیات والفجر ٨ که آنرا حمید داوود آبادی والعشق هشت نامید. جولانگاه عشاق خانم فاطمه زهرا بود که هرکدام از این غزلیات عاشقانه در آنسوی اروند یه قطعه هایی مبدل شدند که مطلع آنها را خود خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها از آنها تحویل گرفت تا در صحرای محشر آنها را در کنار کفین ابالفضل چیده و قصیده ای به بلندای شفاعت بسراید . قصیده ای که ای کاش نام ما هم در ردیفی و شاید قافیه ای از آن بیاید . (به امید آن روز )



مربوط به موضوع :
برچسب ها :
نویسنده بیسیم چی در ۱۳۸٩/٢/٧ | نظرات ()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه